قر آن وادبیات وعربی

قر آن وادبیات وعربی

مجید محمدزاده
قر آن وادبیات وعربی

کدام اعداعربی درقرآن موجود می باشد؟

کدام اعداعربی درقرآن موجود می باشد؟

دراینجا تمام اعدادبکاررفته درقرآن اعم ازاعدادصحیح واعشاری آمده است

 ۱- یک: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (اخلاص / ۱)

بگو: اوست خدای یگانه.

۲- دو: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَهُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ …» (مائده / ۱۰۶)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.

۳- سه: « لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ » (مائده / ۷۳)

آنها که گفتند: خداوند، یکی از سه خداست به یقین کافر شدند

۴- چهار: « وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ » (نور / ۴۵)

وگروهی(از جنبندگان) بر چهار پا راه می روند .

۵- پنج: « وَ یَقُولُونَ خَمْسَهٌ » (کهف / ۲۲)

وگروهی می گویند: پنج نفر بودند

 ۶- شش: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ…» (اعراف / ۵۴) خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.

۷- هفت: «ِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ » (بقره / ۲۶۱)

همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند

۸- هشت:« وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ» (زمر / ۶)

وبرای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد.

۹- نه:« کانَ فِی الْمَدِینَهِ تِسْعَهُ رَهْطٍ» (نمل / ۴۸)

و در ان شهر، نه گروهک بودند

۱۰- ده: «فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَهِ مَساکِینَ» (مائده / ۸۹)

کفاره این گونه قسمها،اطعام ده نفر مستمند است

۱۱- یازده:« إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً » (یوسف / ۴)

من در خواب دیدم یازده ستاره را.

۱۲- دوازده:« إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً» (توبه / ۳۶)

تعداد ماه ها نزد خداوند دوازده ماه است

 ۱۳- نوزده:« عَلَیْها تِسْعَهَ عَشَرَ » (مدثر / ۳۰) نوزده نفر(از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده اند.

۱۴- بیست:« إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ …» (انفال / ۶۵) هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند..

۱۵- سی: « وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثِینَ لَیْلَهً » (اعراف / ۱۴۲) و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم.

۱۶- چهل:« فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً » (اعراف / ۱۴۲) به این ترتیب میعاد پروردگارش(با موسی)، چل شب تمام شد.

۱۷- پنجاه:« إِلاَّ خَمْسِینَ عاماً» (عنکبوت / ۱۴) مگر پنجاه سال.

۱۸- شصت:« فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً » (مجادله / ۴) وکسی که استطاعت ندارد، شصت مسکین را اطعام کند.

۱۹- هفتاد:« وَ اخْتارَ مُوسی قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلاً لِمِیقاتِنا» (اعراف / ۱۵۵) موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید.

۲۰- نود و نه:« إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهً» (ص / ۲۳) این برادر من است، و او نودو نه میش دارد.

۲۱- صد:« فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ » (بقره / ۲۶۱) در هر خوشه، یکصد دانه باشد.

۲۲- دویست:« یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ » (انفال / ۶۶) بر دویست نفر پیروز می شوند.

۲۳- سیصد:« وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَهٍ سِنِینَ » (کهف / ۲۵) آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند.

۲۴- نهصد و پنجاه:« فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلاَّ خَمْسِینَ عاماً » (عنکبوت / ۱۴) ( و نوح) در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ کرد.

۲۵- هزار:« لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ » (قدر / ۳) شب قدر بهتر از هزار ماه است.

۲۶- دو هزار:« یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ » (انفال / ۶۶) بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد.

۲۷- هزارها:« وَ هُمْ أُلُوفٌ » (بقره / ۲۴۳) و آنان هزارها نفر بودند.

۲۸- پنجهزار:« هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ » (ال عمران / ۱۲۵) خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، که نشانه هایی با خود دارند، مدد خواهد کرد.

۲۹- پنجاه هزار:« فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمسینَ أَلْفَ سَنَهٍ » (معارج / ۴) در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است.

۳۰- صد هزار:« وَ أَرْسَلْناهُ إِلی مِائَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ » (صافات / ۱۴۷) و او را(یونس) به سوی جمعیت یکصد هزار نفری-یا بیشتر- فرستادیم.

۳۱- سه هزار: «أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُنْزَلِینَ» (آیه ۱۲۴ سوره آل عمران) آیا خداوند که شما مدد نفرمود که سه هزار فرشته بیاری شما فرستاد؟

اعداد کسری

۳۲ ـ یک سوم: «فَإِنْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْ ذلِکَ فَهُمْ شُرَکاءُ فِی الثُّلُثِ»(نساء ۱۲) و اگر بیش از یک نفر باشند همه آنها ثلث ‌ترکه را به ارث می‌برند.

۳۳ـ دو سوم: «فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَکَ» (نساء، ۱۷۶) آنها دو ثلث (دو سوم) ترکه ارث می‌برند.

۳۴ـ یک چهارم: «فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ» (نساء، ۱۲)، و برای آنها فرزند باشد ربع خواهد بود.

۳۵ـ یک پنجم: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ» (انفال، ۴۱) و ای مؤمنان بدانید که هر چه به شما غنیمت رسد خمس آن مخصوص خدا و رسول خدا است.

۳۶- یک هشتم: «فَإِنْ کانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الُّثمُنُ مِمَّا تَرَکْتُمْ» (نساء، ۱۲) و چنانچه فرزند داشته باشید یک هشتم خواهد بود.

۳۷- یک دهم: «وَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَیْناهُمْ» (سباء، ۴۵) و کفار پیش از اینان هم پیغمبرانشان را تکذیب کردند و این کافران امت تو یک دهم آن گذشتگان نرسیدند.

منبع: سایت آسمونی Asemooni.com



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 18:59 | نویسنده : مجید محمدزاده |

نهضت ترجمه و تأليف به زبان عربي

نهضت ترجمه و تأليف به زبان عربي

 

اعراب در عصر جاهليت به تناسب زندگي ساده ي خود معلومات ساده اي در برخي از رشته هاي زندگي به دست آورده بودند اما معلوماتشان هنوز به پايه ي علم نرسيده بود و دانسته هاي آنان غالباً متکي بر علل مبهم و غيرطبيعي و نامنظم بود. (1)
پس از ظهور اسلام، اتکاي اعراب به قرآن کريم مانع از توجه به علوم بيگانه بود. زيرا معتقد بودند که جز علم طب هر علم بيگانه ي ديگري مخالف اسلام است اما پزشکاني که مقرب دربار خلفا بودند غالباً دوست دار منطق و فلسفه بودند و خلفا را به شنيدن اين موضوعات مشغول مي داشتند از اين رو خلفا کم کم با اين فن خو گرفتند چنانکه اگر قلمروي را فتح مي کردند ديگر کتاب هاي آنجا را آتش نمي زدند بلکه دستور مي دادند که کتاب ها را به بغداد بياورند و به زبان عربي ترجمه کنند چنانکه هارون الرشيد پس از فتح آنقره و عموريه و ساير شهرهاي روم کتب بسياري از آن مناطق را به بغداد حمل کرد و به طبيب خود « يوحنا بن ماسويه » دستور داد آن کتاب ها را که راجع به طب يوناني بود به عربي ترجمه کند. (2)
بدين ترتيب در عهد عباسيان (قرن دوم هجري) که کار اداره ي حکومت به دست وزيران و سرداران ايراني افتاد، آثار فراواني از ميراث ايران و يونان به عربي ترجمه شد. و در قرون سوم هجري به اوج خود رسيد.
هدف از ترجمه آثار به عربي، حفظ ميراث کهن علمي و ادبي ايران از ميان کتب ارزنده ي ايراني، يوناني و سرياني بود که به عنوان گنجينه هاي تفکر ايراني، زمينه ي مطالعه و انديشه را براي پژوهشگران روزگاران بعدي آماده مي کرد. البته در اين راستا، بسياري از لغات پارسي، يوناني و ... به دايره ي زبان عربي گشوده شد. (3)
در اين ميان نوشته هاي مربوط به آيين زردشت و نظام نامه هاي حکومتي ايران، بخشي از مواد اوليه ي نهضت ترجمه را تأمين مي کرد. (4)
بروز نهضت ترجمه در دوران عباسي بدون مقدمه و آني نبود. آداب و رسوم و آثار ديني و فرهنگي ايران پيش از اسلام علي الخصوص آداب مملکت داري ساسانيان، بسيار مورد علاقه ي خلفاي عباسي بود. نقش کارگزاران و وزيراني مانند برمکيان و آل نوبخت نيز در اين امر بسيار مؤثر بود.
سابقه ي علم و حکمت و اخبار و کلمات قصار حکماي ايران مانند بزرگمهر و موبدان که در آثار بزرگاني چون ابن خلدون نيز آمده است، گوياي اين نکته مي باشد. به گفته ي ابن نديم بيشتر کتابهايي که در موضوع افسانه و داستان به عربي ترجمه مي شد از زبان پهلوي بوده است. (5)
البته آثاري که پيش از اسلام از زبان هاي هندي و يوناني به پهلوي ترجمه شده بود نيز نهضت ترجمه در ايران بعد از اسلام را به مواجهه ي فرهنگ اسلامي با ميراث انتقال يافته ي هند و يونان به ايران زمين روبرو کرد.
چنانکه آثاري چون کليله و دمنه و احتمالاً هزار و يکشب ( هزار اَفسان ) (6) اصل هندي داشته اند. هم چنين سابقه ي عقلانيت و خردورزي و نيز دانش دوستي شاهان ايراني و علاقه آنان به آثار فلسفي يونان باستان چنان بود که به قول ابن نديم، اردشير بابکان و شاپور ساساني افرادي را براي گردآوري از اطراف و اکناف جهان گسيل داشتند (7) و از اين رهگذر مجموعه اي از متون يوناني به سرياني و پهلوي ترجمه شدند که شواهد تاريخي، گوياي آن هستند.
تقليد اعراب از رشته هاي مهم ادبيات پهلوي از جمله آثاري که در حسن معاشرت و آداب سلوک نگارش يافته همچون اندرزنامه ها و پندنامه ها، خداي نامه ها، تاريخ نويسي، ثبت سيره ي شاهان، تاج نامه ها، گاه نامه ها و ... که از پهلوي به عربي ترجمه شد تحت عنوان آثاري چون « المحاسن و الاضداد » و « المحاسن و المساوي »، « کتاب التيجان » و ... شهرت يافت. (8)
در نهضت ترجمه نام ابن مقفع به عنوان مهم ترين سلسله جنبان اين نهضت که آثار بيشماري را از پهلوي به عربي ترجمه کرد بسيار درخشان است. عبدالله ابن مقفع از اهالي شهر جور ( فيروزآباد فارس ) در نيمه اول قرن دوم هجري آثاري همچون خداينامه، آئين نامه، کليله ودمنه، کتاب مزدک، کتاب تاج در سيرت انوشيروان، کتاب الادب الکبير، کتاب الادب الصغير، کتاب اليتيمه را به روايت ابن نديم از فارسي ( پهلوي ) به زبان عربي ترجمه کرد. (9) ترجمه ي نامه ي تنسر به عربي نيز از آثار ابن مقفع مي باشد که بعدها به زبان فارسي دري نقل شد. (10)
به گفته ي مسعودي، ابن مقفع با نقل زبان و خط فارسي ( پهلوي ) به عربي، هم عرب را با مجد و شوکت قديم ايران آشنا نمود و هم جلال و عظمت اجدادي را به ايرانيان مسلمان يادآوري نمود. (11) استاد اقبال آشتياني نيز برآنند که ابن مقفع با خدمات خود ثابت کرد که انقراض يک قوم به مغلوبيت سياسي و نظامي آن نيست. (12)
گرايش به زبان عربي در ترجمه ها و تأليفات پس از اسلام در ميان ايرانيان دلايل زيادي داشته است که اجمالاً به بحث درباره ي آن مي پردازيم.
سهيل محسن افنان با تکيه بر يک نسخه ي خطي مربوط به نجوم که به سال 658 در شهر سيواس استنساخ شده بود، مطالبي را نقل مي کند که بر پايه ي آن اثري از اصل پهلوي، بارها به فارسي دري و عربي ترجمه مي شود و در نهايت علت ترجمه ي نهايي نسخه به زبان عربي از سوي مؤلف چنين نقل مي شود: « هنگامي که سندباد اسپهبد ديد که زبان ايرانيان کاربرد خود را از دست داده و زبان اعراب از ديگر زبان ها پيشي گرفته است خواست راز نجوم در زبان عربي آشکار شود تا دانش آن آسان تر عرضه گردد ... » (13)
نکته ي حائز اهميت در اين جا اين است که تلقي مترجمان يا مؤلفان از ترجمه ي فارسي به عربي يا تأليف آثار به زبان عربي « از دست رفتن کاربرد زبان ايراني و پيشي گرفتن زبان عربي بر ديگر زبانها » بوده است. هم چنين عربي داني و سخن گفتن به عربي در دوره اي از تاريخ زبان و ادبيات ايران، نشانه ي فضل و تفاخر شاعران و نخبگان و مؤلفان آثار بوده است ازينرو بيشتر آثار بزرگاني چون خوارزمي (م 383)، بيروني (م 440)، ابن سينا (م 428) و نويسندگان آثار علمي و فلسفي، جغرافيايي و ... به زبان عربي تأليف شد.
از سوي ديگر اقبال گويندگان و مؤلفان ايراني به زبان عربي غير از ضرورت هاي فرهنگي، تربيتي، سياسي (اعم از تقرب جُستَن به اعراب و ...) ناشي از محبوبيت اين زبان به عنوان زبان قرآن و زبان دين نيز بوده است. چنانکه در شواهدي چند از برجسته ترين شاعران ايراني شاهد تعلق خاطر آنان به زبان عربي به اعتبارات مختلفي که برشمرديم هستيم:
« پارسي گو گرچه تازي خوش تر است *** عشق را خود صد زبان ديگر است »
(مولوي، مثنوي معنوي)
« اگرچه عرض هنر پيش يار بي ادبي است *** زبان خموش و لکن دهان پر از عربي است »
(حافظ، ديوان، ص 89)
هم چنين در تاريخ بلخ به نقل از ابراهيم ادهم آمده است: « نفرين بر کسي که به غير زبان عربي حرف بزند! » (14)
در باب پنجم گلستان نيز از مناظره ي سعدي با پسري نحوي در جامع کاشغر سخن مي رود که بر مبناي آن، سعدي بيتي عربي از شواهد شعري خود را نقل مي کند و پسر نحوي با اشاره به اين غالب اشعار سعدي به زبان پارسي است و از او مي خواهد از اشعار فارسي شاهد بياورد تا به قدر فهم او باشد؛ او دو بيت از اشعار فارسي خود را ذکر مي کند. (15)
از سوي ديگر مواضع سياسي، اداري و تجاري سران و اعيان محلي ايران که مي کوشيدند وضع ممتاز خود را حفظ کنند و به فاتحان عرب نزديک شوند، به فراگيري زبان و کتابت عربي در ميان ايرانيان دامن مي زد.
با توجه به عللي که در به کارگيري زبان عربي در تأليفات ايراني برشمرديم برخي از محققان، نقش زبان عربي را به عنوان يک زبان بين المللي علمي پس از کسب عنوان زبان ديني، همتاي نقش زبان لاتين در اروپاي قرون وسطي دانسته و رسميت اين زبان را ازين منظر از سال 81 هجري (701/ 700 م) عنوان کرده اند. (16



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 18:44 | نویسنده : مجید محمدزاده |

زبان عَرَبی

زبان عَرَبی (به عربی: اللغة العربیة)، یکی از پرگویشورترین زبان‌های جهان، بزرگ‌ترین عضو از شاخه زبان‌های سامی است و با زبان‌های عبری و آرامی هم‌خانواده‌است. زبان عربی یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل متحد است. این زبان امروز دارای لهجه‌ها و گویش های گوناگونی است و زبان عربی مدرن استاندارد به عنوان زبان رسمی کتابت در تمام کشورهای عرب پذیرفته شده است. علاوه بر جهان عرب، این زبان در کشورهای چاد، اریتره و اسرائیل نیز از میزانی از رسمیت برخوردار است.

زبان عربی، زبان قرآن و بسیاری از متون اولیه‌ی مسلمانان است و نزد بسیاری از مسلمانان مقدس شمرده می‌شود. در دوران طلایی اسلام، عربی به عنوان زبان اول جهان اسلام از اهمیت بالایی برخوردار بود و آثار علمی، ادبی و مذهبی فراوانی به این زبان نوشته می‌شد. تأثیر عربی بر زبان‌های دیگر جهان اسلام از جمله فارسی، اردو، کردی، و زبان‌های مختلف خانواده‌ی ترکی چشمگیر است.

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم آذر 1393 | 18:41 | نویسنده : مجید محمدزاده |

دلا ياران سه قسمند ار بداني

دلا ياران سه قسمند ار بداني

زباني اند و ناني اند و جاني

به ناني نان بده از در برانش

محبت كن به ياران زباني

وليكن يار جاني را نگه دار

به جانش جان بده تا مي تواني



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 | 10:40 | نویسنده : مجید محمدزاده |


" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت


باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می‌کنند   فردریش نیچه


محبت همه چیز را شکست می‌دهد و خود شکست نمیخورد  "   

 تولستویبرای اداره كردن خویش ، از سرت استفاده كن . برای اداره كردن دیگران ، از قلبت



تاريخ : شنبه بیستم اردیبهشت 1393 | 19:19 | نویسنده : مجید محمدزاده |

هفته معلم گرامی باد

 

 

ای معلم تو را سپاس : ای آغاز بی پایان ، ای وجود بی کران ، تو را سپاس .ای والا مقام ،

ای فراتر از کلام، تورا سپاس. ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی

سپاست می گویم، تو را به اندازه تمام مهربانی هایت سپاس می گویم . ای نجات بخش

آدمیان از ظلمت جهل و نادانی،ای لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهی تو را سپاس

می گویم . این تویی که با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می

پرورانی و شهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی. پس تو را ای معلم به وسعت

نامت سپاس می گویم . همان نامی که چهار حرف بیشتر ندارد ، اما کشیدن هر حرف و

صدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد.



تاريخ : جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 | 19:49 | نویسنده : مجید محمدزاده |

دهه فاطمیه تسلیت باد




تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 18:29 | نویسنده : مجید محمدزاده |

عید نوروز


نوروز در ایران باستان

مردم بابل از دوران‌های بسیار قدیم، روز اول سال را، عموماً در اعتدال بهاری (۲۱ مارس) جشن می‌گرفتند. این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود، در حقیقت آغاز سال نو بود. از لوحه‌ها چنین بر می‌آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال، پیش از میلاد، شناخته شده بود
قدمت نوروز در ایران
آرتور کریستن سن، ایرانشناس نام‌دار دانمارکی نوشته‌است، سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ‌نوشته‌های داریوش بزرگ در بیستون می‌یابیم، در پاییز آغاز می‌شد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد)، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده‌است. از جشن نوروز در اوستا و ادبیات اوستایی هیچ نام برده نشده‌، چنانکه از مهرگان نیز اشارتی نیست. در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین‌های مدیترانه ای قرار گرفته بودند، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه، به اضافهٔ پنج روز اضافی (پنجه دزدیده یا خمسهٔ مسترقه) تقسیم شده بود و در اعتدال بهاری آغاز می‌شد. این سال، یعنی سال اوستایی جدید، سال دینی زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده‌است. روز اول سال در اعتدال بهاری، اول فروردین، عید نوروز است.

استاد مهرداد بهار با نظریهٔ وامگیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد، از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی‌شود، چون یک عید ملی محسوب می‌شده و اوستا یک کتاب دینی است و جشن‌های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز یک عید بومی بوده و هم نوروز را می‌پذیرد.
.
جشن زرتشتی فروردگان
جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه در دوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته می‌شد. این جشن فروهر‌ها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنار مردم می‌مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، بحساب می‌آمد. از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشهٔ شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و در زمان ساسانی هم حفظ گردید.
.
نوروز کوچک

روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده می‌شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده‌اند.
.
نوروز بزرگ در ششمین روز فروردین
در گاه‌شماری زرتشتی ایران باستان، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی، بنام خرداد می باشد. نوروز بزرگ یا خردادروز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بوده‌است. خردادامشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می‌باشد. این روز در میان جشن‌ها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشته‌است. بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده از جمله زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است بعدها وقتی ایرانیان اسلام و تقویم عرب را پذیرفتند، جشن زرتشتی فروردگان و نوروز بزرگ، در ششمین روز ماه فروردین، از بین رفت.
.
مراسم ایرانیان باستان در نوروز
آداب و رسوم نوروزی همه سرچشمه‌ای کهن دارند و از نظر گاه دانش مردم‌شناسی بسیار جالب توجه برای مطالعه هستند. ایرانیان عقیده داشتند که سرنوشت انسان و جهان در سالی که در پیش است، در نوروز تعیین می‌شود. گفته می‌شد که در این روز زرتشت با خدا گفتگویی پنهانی داشت و در این روز نیکبختی‌ها برای مردمان زمین، تقسیم می‌گردد و از این روست که ایرانیان آن را روز امید نامند.
.
خوان نوروزی

ایرانیان عقیده داشتند که در ایام نوروز ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین و به خانه‌های خویش باز می گردند. بازماندگان برای پذیرایی از آنها سفره‌ای رنگین می‌گستراندند و انواع خوراک‌ها و نوشاک‌ها را در آن می‌نهادند تا ارواح درگذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند. این رسم توجیه سفرهٔ نوروزی یا هفت سین شد. استاد پورداود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان می‌گستردند، می‌داند.
.
کاشت حبوبات جهت تفال زدن
یکی از آیین‌های که پیش از نوروز تدارک آن مرسوم بوده، پروردن سبزه می‌باشد. به موجب روایتی کهن، بیست و پنج روز پیش از عید، ستون‌هایی از خشت خام اطراف حیاط دربار برپا می‌کردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه از حبوبات می‌کاشتند و خوبی و بدی رویش غلات را در سالی که در پیش بود، از چگونگی روییدن آن پیش بینی می‌کردند. معمول بود به رشد این دانه‌ها نگریسته و هر یک از دانه‌هایی که بهتر بار آمده بود، تفال می‌زدند که آن محصول در سال بیشتر خواهد بود. در خانه‌ها نیز در ظروف ویژه سبزه به عمل می‌آوردند. هر کدام از مردمان در ظرفی یا چیزی مانند آن اقلامی از دانه‌ها از قبیل گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، ذرت، و ماش می‌کاشتند.
.
جشن و مراسم آب پاشی
از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می‌شد، رسوم آبریزگان یا شست و شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده است. در جشن آبریزگان و به کار بردن آب، برای تطهیر و برای اطمینان یافتن از باران کافی بوده است. ابوریحان بیرونی می‌گوید مردمان هنگام سپیده‌دم این روز، خود را می‌شستند و در آب کاریزها و آبگیرها، غوطه‌ور می‌شدند. در این روز مردمان به یکدیگر آب می‌پاشیدند، به همان دلیلی که خود را می‌شستند و سبب آن همان اغتسال است. برخی گفته‌اند که علت این است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید، ناگهان به ایران سخت ببارید و مردم به این باران تبرک جستند و از این آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همین طور در ایران مرسوم بماند.
به نظر می‌رسد جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز عبارت بوده‌است از غسل و شست و شو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.
.
هدایای نوروزی
در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامهٔ مردم هر یک به توانایی و استطاعت، هدایایی را به دربار اهدا می‌کردند.
در نوروز مردم بیکدیگر شیرینی هدیه می‌دادند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بوده‌است. در نوروز بزرگ، پیش از لب به سخن گشودن، شکر می‌خورند و بر خود روغن می‌مالند تا از انواع بلایا در طول سال، در امان باشند.



تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 18:45 | نویسنده : مجید محمدزاده |

ایرج میرزا

دل به کف غصه نباید سپرد ...... اول و آخر همه خواهیم مرد

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت


شبها بر گاهواره ی من

بیدار نشست و خفتن آموخت


دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه ی راه رفتن آموخت


یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت


لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه ی گل شکفتن آموخت


پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست




تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 19:16 | نویسنده : مجید محمدزاده |

روز عید قربان

انسان موحد که به حکم وقوف درعرفات و مشعر، به مقام والای معرفت الله و خداشناسی کامل رسیده و تمام تمایلات نفسانی در نظرش خاک و سنگ آمده و غرق در دریای محبت خالق بی همتا و مهربان شده، طبیعی است که از کشتن و سربریدن هر موجودی که سر راه بر او گرفته و مانع رسیدن به قرب الهی ست، دریغ و مضایقه نخواهد داشت.اگر چه آن موجود فرزند عزیزو یا جان خود و خواهشهای درونش باشد.



عید قربان مبارک



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 | 17:24 | نویسنده : مجید محمدزاده |

عید فطر مبارک

فطر آمده خوردنی فراوان بخورید /  پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد

دزدانه اگر در زمضان می خوردید / شوال رسیده پس نمایان بخورید !

.

.

.

روزه یکسو شد و عید آمد و دل ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

عید بر عاشقان مبارک

.

.

.

بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

.

.

.

رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر / اینت فرخ شدن و اینت به هنگام سفر

عید فطر مبارک



تاريخ : جمعه هجدهم مرداد 1392 | 17:5 | نویسنده : مجید محمدزاده |

ماه مبارک رمضان

احادیثی در مورد ماه مبارک رمضان

1-پایه‏هاى اسلام
قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زکات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع کافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب کرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حکمت 252

4-روزه یاد آور قیامت
قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لکى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

5-روزه زکات بدن
قال رسول الله صلى الله علیه و آله لکل شیئى زکاة و زکاة الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

الکافى، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش
قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود

الکافى، ج 4 ص 162

7-اهمیت روزه
الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

غرر الحکم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعى
قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم کما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه پرهیز از حرامها است همچنانکه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏کند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترین روزه
قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.

غرر الحکم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش
قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.

امام صادق علیه السلام فرمود:

آنگاه که روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز کند

الکافى ج 4 ص 87، ح 1

12-روزه اعضا و جوارح
عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

روزه‏دارى که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده روزه‏اش به چه کارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

13-روزه ناقص
قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود:

روزه این افراد کامل نیست:

1 - کسى که امام (رهبر) را نافرمانى کند.

2 - بنده فرارى تا زمانى که برگردد.

3 - زنى که اطاعت‏شوهر نکرده تا اینکه توبه کند.

4 - فرزندى که نافرمان شده تا اینکه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

 



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 10:45 | نویسنده : مجید محمدزاده |

بهار از ناصرخسرو

چند گویی که چو هنگام بهار آید
گل بیارید و بادام به بار آید
 
روی بستان را چون چهره ی دلبندان
از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید
 
این چنین بیهوده ای نیز مگو با من
که مرا از سخن بیهوده عار آید
 
شصت بار آمد نوروز مرا مهمان
جز همان نیست اگر ششصد بار آید
 
هر که را شست ستمگر فلک آرایش
باغ آراسته او را به چه کار آید ؟
 
سوی من خواب و خیال است جمال او
گر به چشم تو همی نقش و نگار آید
 
" ناصرخسرو "



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 | 17:9 | نویسنده : مجید محمدزاده |

سال نو

بیامد شاهد شیرین نوروز
بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل
بریزد اشـک مشک آگین نوروز
عیدتان مبارک

.


.

جشن فرخنده فرودیـن است
روز بازار گـل و نسرین است
نوروز فرخنده باد

.



تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 10:16 | نویسنده : مجید محمدزاده |

سال نو

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید



تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 10:15 | نویسنده : مجید محمدزاده |

رهگذر آهسته رو

رهگذر آهسته  رو

اینجا دلی بیتاب توست

اندکی اهسته تر

در گوشه ای آن دورها

پیش آن گل بوته ای

کز غصه ات پژمرد و خفت

نزد آن بلبل

که روزی از فراقت مرده بود

آری آنجا قلب من در گوشه ای بر روی خاک دشت ها افتاده است

قلب من جایش درون سینه ام بس تنگ بود

با خودش گفتا

درون سینه ات جا بس فراخ

شاید آنجا من توانم اندکی مهمان شوم

قلب من تا سوی تو آمد به شوق از دورها

روی تو برگشت و قلب من به روی خاک ها افتاده بود



تاريخ : جمعه پانزدهم دی 1391 | 12:1 | نویسنده : مجید محمدزاده |

روز دانشجو مبارک

پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید.روزتان مبارک

.


دانش آموز دیروز

الاف امروز

بیکار فردا

....

دانشجو روزت مبارک

.

در کوچه درس رهگذاریم هنوز

وین راه دراز می سپاریم هنوز

از اول ثبت نام سال ها می گذرد

ما واحد پاس نکرده داریم هنوز!

روز دانشجو مبارک

.

روزت مبارک

..
چی؟ تو که دانشجو نیستی؟

من هم روز دانشجو رو نگفتم، روز جهانی کودک رو می گم

.

دانشجو اگر عاشق شود، بی پرده مشروط می شود

چیزی شبیه فاجعه با عشق ممکن می شود

.
شمع شدی، شعله شدی، سوختی

خاک تو سرت هیچی نیاموختی

روزت مبارک

.

تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان، که از تخم مرغ، گوجه و نیکوتین تغذیه می کند و دشمنى عجیبى با کتاب دارد

روز دانشجو مبارک

.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به مدرک یا جان ز تن درآید

.

دانشجوی عزیز! مهندس بعد از این! واحد پاس نکن! کلاس دو در کن! استاد مسخره کن! خلاصه.... دانشجوی نمونه! روزت مبارک



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 | 22:54 | نویسنده : مجید محمدزاده |

کلمات قصارویلیام شکسپیر

اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد!

خدا عشق را به شما هدیه نداد تا آن را در قلب خویش نگه دارید؛ عشقی که ابراز نشود، عشق نیست.

آوایی که از ژرفای وجودمان می شنویم، روح امیدوار را ناامید نخواهد کرد.



تاريخ : پنجشنبه نهم آذر 1391 | 11:31 | نویسنده : مجید محمدزاده |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.