|
قر آن وادبیات
| ||
|
مقدمه:همه شاعران ونويسندگان زبر دست اشعار خود را با عطر قرآن منور ساخته اند وهمه آنها سر آغاز سخن خويش را با حمد وثناي الهي آغاز نموده اند به گاه ان مبارك شبي كه عروس حضرت قرآن به هزار ناز وعشوه ،قدم بر حجله دلها نهاد ،جان وجهان ميلاد دوباره خويش را با نور افشاني ستارگان ودست افشاني كروبيان وپاي كوبي فرشتگان ،در شهر رمضان وبر سفره ضيافه الرحمن ،جشن گرفتند ....وبدين سان بود كه بدر منير محمد(ص)در رسيد وبر بالاي بام آسمان درخشيدن آغازيد ونگاري كه به مكتب نرفت وخط ننوشت به يكباره مجمع ومهبط ((قانون موسي))و((نغمه داوود))وحسن يوسف شد واين همه را بايد بيضاء از لوح محفوظ بر گرفت وبر جمال چهره قرآن نشاند عنوان شعر :قرآن كريم قالب شعر: مثنوي بيا تا به جان ياد قرآن كنيم جهاني پر از عشق وايمان كنيم هر آن كس كه خواند شود رستگار كه اين مژده دادست به ما كردگار كه قرآن چراغ هدايتگر است همين راه پيغمبر وحيدر است عقيقي بود در ميان كوير كه بي نور آن ظلمت است هر ضمير طبيب دل بندگان خداست همان رهنماي محمد مصطفاست كه نازل بكرد درشب قدر خدا در آن شب مقدر بشد رزق ما همه لطف رب بوده بر بندگان كه مشمول رحمت شدست اين جهان كه قرآن حكايت كند قصه ها كه از دل ببرد آن همه غصه ها چنان معجزه ديدم از اين كتاب كه مشرك يقين آرد به يوم الحساب به يكدم فكندد به دلها اثر كه از خود به خود آيد ابن البشر همه فاسقان را مسلمان كند دل وديده سرشار ايمان كند فضيل عياضم نشان وگواه ست كه ان اسوه هم صدق بر مدعاست من اينك بگفتم يكي از هزار تو خود فهم مطلب بكن بي شمار به قرآن كه قرآن زما برتر است كه هر آيه اش ذكر الله اكبر است تو هم اي نسيم آيه اي را بخوان كه از هر اثيمي شوي در امان شعر ازمجید محمدزاد ه
[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 14:18 ] [ مجید محمدزاد ه ]
چند گویی که چو
هنگام بهار آید گل بیارید و بادام به بار آید روی بستان را چون چهره ی دلبندان از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید این چنین بیهوده ای نیز مگو با من که مرا از سخن بیهوده عار آید شصت بار آمد نوروز مرا مهمان جز همان نیست اگر ششصد بار آید هر که را شست ستمگر فلک آرایش باغ آراسته او را به چه کار آید ؟ سوی من خواب و خیال است جمال او گر به چشم تو همی نقش و نگار آید " ناصرخسرو " [ چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 ] [ 17:9 ] [ مجید محمدزاد ه ]
بیامد شاهد شیرین نوروز . . جشن فرخنده فرودیـن است . [ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 10:16 ] [ مجید محمدزاد ه ]
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید عید بر چهره چون ماه تو می باید دید نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت سال نو با طرب و غلغله شوق دمید [ جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 ] [ 10:15 ] [ مجید محمدزاد ه ]
رهگذر آهسته رو
اینجا دلی بیتاب توست اندکی اهسته تر در گوشه ای آن دورها پیش آن گل بوته ای کز غصه ات پژمرد و خفت نزد آن بلبل که روزی از فراقت مرده بود آری آنجا قلب من در گوشه ای بر روی خاک دشت ها افتاده است قلب من جایش درون سینه ام بس تنگ بود با خودش گفتا درون سینه ات جا بس فراخ شاید آنجا من توانم اندکی مهمان شوم قلب من تا سوی تو آمد به شوق از دورها روی تو برگشت و قلب من به روی خاک ها افتاده بود [ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 12:1 ] [ مجید محمدزاد ه ]
پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید.روزتان مبارک [ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391 ] [ 22:54 ] [ مجید محمدزاد ه ]
اگر تمام شب برای دیدن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد!
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 11:31 ] [ مجید محمدزاد ه ]
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست! (دكتر علی شریعتی)
تو دوستش نمی داری ... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند ... و این رنج است ... (دکتر علی شریعتی) شرافت مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یکبار لکه دار شد دیگر جبران پذیر نیست ۱-آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت. ۵-پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما
... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ... ۱۰-سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد. که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است. زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند و دیر می گذرند که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم چرا؟ اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام و این جامه بر من تنگی می کند. این کفش تنگ و بی تا بی قرار!عشق آن سفربزرگ! آه چه می کشم! ۲۱-معشوق من چنان لطیف است که خود را به « بودن » نیالوده است ۲۲-چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد... این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.
[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 11:29 ] [ مجید محمدزاد ه ]
غدیر کربلای عوام بود وکربلا,غدیر خواص. در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد "جفا" شد و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد "وفا" شد [ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:54 ] [ مجید محمدزاد ه ]
معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان عـــاشــق دلفســـرده ام آتش ِ جــان ِ من چه شد؟ گـــرانبار شـــد ، گـــوشــم از پـندهــــــا
تـرســم ز فــرط شعــبده، چندان خرت کنند
ای داد ! چهــــر عمـــر غبـــار ِ زمــــان گرفت
دوش ، از دل ِ شـــوریده سـراغی نگرفتی
مــــن آن پیـــر ِ پیمانه گیرم ، که نیست
در غــــزل ، هــر واژه را از " گفـــت ِ مردم " راه نیست
خـــون مـــیخـورم چـو غـنـچــه کــه جــز بــاد
دل نهــــادن بر پشیـــمــــانی چـه سود؟ [ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:46 ] [ مجید محمدزاد ه ]
خراب گشته دلم از خرابی ایران فکنده منظر این ملک آتشم بر جان... از این مناظر غمخیز در شگفتام من که درد اینهمه بدبخت کی شود درمان چرا نباید خوشبخت باشد این ملت چرا نباید شاداب باشد این بوستان. [ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:38 ] [ مجید محمدزاد ه ]
اگر هزار قلم داشتم هزار خامه که هر یک هزار معجزه داشت هزار مرتبه هر روز می نوشتم من حماسه ای و سرودی به نام آزادی ... ژاله اصفهانی [ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:37 ] [ مجید محمدزاد ه ]
یا رب نظری بر من سرگردان کن لطفی بمن دلشدهٔ حیران کن با من مکن آنچه من سزای آنم آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن ابوسعید ابوالخیر [ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ] [ 22:2 ] [ مجید محمدزاد ه ]
هرگز دلم از یاد تو غافل نشود گر جان بشود مهر تو از دل نشود افتاده ز روی تو در آیینهٔ دل [ پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1391 ] [ 22:1 ] [ مجید محمدزاد ه ]
[ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 8:49 ] [ مجید محمدزاد ه ]
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید! ……………..……… ……………………….. همیشه
وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم… ……………..… فرا رسیدن عید سعید فطر بر شما عزیزان مبارک باد. ……………..……… ……………………….. و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم اللهم عجل لولیک الفرج خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه رمضان خود را ، از این به بعد هم حفظ کنیم. ……………..……… ……………………….. عید سعید فطر بر شما مبارک باد ……………..……… ……………………….. این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم. ……………..……… ……………………….. عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت [ یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391 ] [ 8:39 ] [ مجید محمدزاد ه ]
رسول خدا(ص): اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو می کند که سراسر سال، رمضان باشد.
رسول خدا(ص): چون حلال ماه رمضان پدید آید، درهای دوزخ بسته گردد و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر کشیده شوند. امام علی(ع): روزی رسول خدا(ص) برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا برترین ماه است و روزهایش برترین روزها و شبهایش برترین شبها و ساعتهایش برترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهرمندان از کرامات خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد... من برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا! برترین کارها در این ما چیست؟ پیامبر فرمود: ای اباالحسن! برترین کارها در این ماه خویشتنداری از حرامهای خداوند است. رسول خدا(ص): هر که ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود، خداوند او را(از رحمت خود) دور گرداند. رسول خدا(ص): در خطبه اش به هنگام فرارسیدن ماه رمضان -: بدبخت کسی است، در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم ماند. رسول خدا(ص): کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه آمرزیده شد؟ امام صادق (ع): کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا ما رمضان آینده آمرزیده نگردد مگر آن که در عرفات حاضر شود. [ شنبه سی و یکم تیر 1391 ] [ 21:10 ] [ مجید محمدزاد ه ]
رفتم به کلیسیای ترسا و یهود دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود با یاد وصال تو به بتخانه شدم تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود ابوسعید ابوالخیر [ جمعه بیست و سوم تیر 1391 ] [ 21:52 ] [ مجید محمدزاد ه ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||